اولین های بادرود در سده اخیر
(گردآورنده حاج علی جیران)
اولین کاروانسرادار: مرحوم علی ملا قاسم اکبری
اولین عکاس: عباس جهانپور
اولین آسیابان: علی ملا قاسم اکبری
اولین قصاب: مرحوم عربعلی علافیان
اولین خادم آقا علی عباس(ع): مرحوم رضاقلی کرمانی نژاد
اولین دانش آموز : آقا محمود مصداقی
اولین خبردهنده برای تشیع جنازه : مرحوم غلامحسین عابدیان
اولین ساز زن در مراسم ها: مرحوم عباس (شاه عباس) چوپانی( موحدی)
اولین مقنی(چاه کن): مرحوم سید مصطفی طباطبائی
اولین کفاش: مرحوم استاد علی کفاشی
اولین کارمند شهرداری: استاد مرحوم نعمت معماری
اولین کارمند راه آهن: مرحوم نورعلی حیدری
اولین موتورچی: مرحوم حسین فتحی مقدم (حاج میرزا)
اولین خیاط: حسین خان رحیمی
اولین موذن: مرحوم روشنی
اولین امام جماعت: مرحوم حاج آخوند موثقی
اولین رادیو ساز: آقاجلال طباطبائی
اولین معلم : مرحوم قوام الدین حائری
اولین بنا: استاد مرحوم علی معماری
اولین دوچرخه ساز : مرحوم واحدی
اولین گلیم باف : استادمرحوم رمضان رجبی
اولین دارنده تلویزیون: مرحوم میرزا علی آقا افصحی
اولین گرمابه دان: مرحوم احمد علافیان
اولین کارمند پست : آقا محسن مدنی
اولین تزریقاتی: آقای صدوقی
اولین آرایشگر: استاد محمد سلمانیان(شال باف)
اولین دندانپزشک:علی آقا سلمانی
اولین حکیم باشی(پزشک): حسین حاج عباس (اریسمانی)
اولین بقالی: استاد مصطفی زواره ای
اولین آهنگر: مرحوم استاد محمود حدادی
اولین نجار: مرحوم استادمحمد دانشخواه
اولین ساربان: مرحوم محمد حسین ساربان
اولین شهردار : آقای رضوی
اولین راننده: مرحوم محمد درفشی(محمد جانی)
اولین ماشین دار: مرحوم سید عیسی مدنی(کدخدا)
اولین ساعت ساز : مرحوم اکبر صنوبری
اولین کوره پز: مرحوم حسن شریفی
اولین لحاف دوز: مرحوم عباسیان
اولین فیلم: روستای بابا گندم
اولین نامه رسان: مرحوم طیلابی
اولین قهو ه خانه: آقای مرحوم خانی
اولین کدخدا: مرحوم عیسی مدنی
اولین رنگرز: مرحوم ابوالقاسم ولایتی
اولین نمایندگی موتور سیکلت: آقای حسین کیانوش
اولین گیوه دوز: مرحوم غلامی
اولین دشتبان: مرحوم حسین گندمی- مرحوم حسن نطنزی
اولین حکیم باشی زن: فاطمه ستاره (فاطمه صاحب)
اولین گرمابه عمومی: گرمابه کهنه
اولین مسجد: مسجد آدینه
اولین کلید ساز: مرحوم محمد نظریان اولین شاعر: مرحوم ملا مخلص
اولین مدرس اکابر: حاج حسین پرهیزکار
اولین سفالگر: مرحوم اسماعیل فخاری
اولین مسگر: مرحوم حیدر صفاری (محمد حیدر)
اولین چاه عمیق: قلعه سفید مرحوم حسین خان محققی
اولین چاه نیمه عمیق: چاه محقق الدوله (خیرآباد)
اولین دفتر مسافربری: مرحوم حاج سلمان آقا اکبری
اولین عاقد: مرحوم قوام الدین حائری- مرحوم شیخ تقی یاسری
اولین مدرسه: سعدی
مهربادرود:اسامی برخی از نمایندگان نطنز وبادرود وقمصردر مجلس شورای ملی و اسلامی:
دوره 1(اول)کاشان ونطنز=صدر
....
....
....
دوره 15=کاشان ونطنز=نراقی –اخوان
دوره16=کاشان ونطنز=الهیار صالح-کاظم صالح شیبانی
دوره17=کاشان ونطنز=صدقی – شیبانی
دوره18=کاشان ونطنز=صدقی-شیبانی
دوره19=کاشان ونطنز=صالح شیبانی-مهدی شیبانی
دوره20=کاشان ونطنز=صالح شیبانی-مهدی شیبانی
دوره21=کاشان=رضوانی-نطنز=حسن ضابطی طرقی
دوره22=نطنزوقمصر =حسنعلی محققی بادرودی
23-نطنزوقمصر وبادرود=حسنعلی محققی بادرودی
24-نطنزوقمصر وبادرود=حسنعلی محققی بادرودی
مجلس شورای اسلامی؛آقایان:
دوره 1=سیداحمدمصطفوی کاشانی
دوره2=سید احمد مصطفوی کاشانی
دوره3=علی عبدالکریمی نطنزی
دوره4=مسعودکریم پور نطنزی(میاندوره ای چهارم)
دوره 5=علی باغبانیان بادرودی(میاندوره ای پنجم)
دوره6=علی باغبانیان بادرودی
دوره7= علی باغبانیان بادرودی
دوره8=محمد ضابطی طرقی

شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به سه هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.
مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت کلیسا، کریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند که چهار روز و در سال های کبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.
آراستن سرو و کاج در کریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک نهال سرو دیگر کشت کنند.
پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان که گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است که پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده که دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست که انگلیسی یک زبان گرمانیک (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود که مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می کرد.
فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده است.

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.
خور روز (دی گان)- یکم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
کاشان – شب یلدا در شهر بادرود با رسم و آیین های ویژه ای برگزار می شود، در گویش بادرودی به شب یلدا ' شو چله' (shove chele) می گویند

به گزارش ایرنا، از آیین های این سرزمین در بلند ترین شب سال، دیدار تمامی اعضای خانواده از بزرگ فامیل است و این دیدار به گونه ای است که پس از صرف شام تمام بستگان دسته دسته به خانه پیرترین مرد یا زن فامیل می روند و در حالی که پدر یا مادر بزرگ بر بالاترین جای کرسی تکیه زده و به ترتیب سن بقیه افراد دور تادور کرسی حلقه می زنند.
از آیین های شب یلدا در بادرود می توان به نوع غذاها و تنقلات این شب که در اصطلاح محلی ' شو چره' می گویند اشاره کرد، پخت کردن و تناول هفت میوه که در زیر خاک بعمل آمده باشد مثل شلغم، چغندر، ترب سیاه، پیاز، هویج و سیب زمینی در خانواده ها معمول است و عقیده بر این دارند که همانگونه که این میوه ها و محصولات در زیر خاک سرد مقاوم هستند پس خوردن آنها استحکام بین فامیل و بستگان را بیشتر می کند.
وجود هندوانه و انار بر سر سفره شب یلدای بادرودی ها از ضروریات است، انار که محصول شاخص بادرود نیز محسب می شود بصورت خاصی تزئین شده و به عنوان سرآمد میوه های شب یلدا بر مرکز کرسی قرار می گیرد.
بادرودی ها به سرخ گونه ی رنگ انار و هندوانه اعتقاد عجیبی دارند و بر این رسم پایبندند که رنگ سرخ گرمی کانون خانواده را در پی دارد.
در بادرود رسم است که در شب یلدا که بزرگترین شب سال است، تمام بستگان بایستی در زیر کرسی به دور پدر بزرگ جمع شده و تا دیر وقت به قصه های پیرترین عضو خانواده گوش فرا دهند.
خانم خانه در تنور (محل پخت نان) به پخت آش های مخصوص و محلی در دیزی های گلی می پردازد که این غذای مخصوص در صبح روز اول دی در مجمع مسی (سینی بزرگ) قرار گرفته برروی کرسی گذاشته می شود و افراد خانواده به خوردن آن مشغول می شوند.
همچنین، بطور معمول در شب یلدا پخت نوعی آش ارزن، جو و یا نوعی آش با ماش و کدوی محلی نیز رایج است.
خوردن انجیر خشک، برگ زردآلو ، پسته و بادام وگردو و انواع تخمه نیز جزو تناولات شب یلدا در بادرود است.
در این شب همکاری اعضای خانواده برای پخت غذای مخصوص این دیار بنام 'قلییه' (قورمه) که با گوشت بره تهیه و در ظروف مخصوص سفالی نگهداری می شود، از رسوم قابل تامل است.
در برخی از خانواده ها مردان خانه به خواندن دوبیتی های محلی همراه با نوای دل انگیز نی و یا ساز محلی نیز می پردازند.
شهر بادرود در استان اصفهان حدود 20 هزار نفر جمعیت دارد.
گزارش از: ذبیح الله صولتیان

علی نوریان معاون دادستان عمومی و انقلاب اصفهان: بازیهای رایانه ای،امروزه به یکی از ابزارهای مهم در جهت سرگرمی جوانان و نوجوانان تبدبل گردیده است.نظر به اینکه هر وسیله بازی و سرگرمی،علاوه بر پر کردن اوقات فراغت،نقش آموزشی و تربیتی نیز دارد استفاده نا صحیح و نا مطلوب ازآن می تواند اثرات عمیق و مهم در رفتار نوجوانان و جوانان بر جا گذارد به نحویکه در آینده،پیامد ها و عواقب ناشی از این رفتار ،بروز و ظهور پیدا می کند.
چنانچه بازیهای رایانه ای به دلیل ویژگی خاص آن از قبیل تخیلی و غیر واقعی و به عبارتی مجازی بودن آن در مسیر صحیح قرار نگیرد و صحنه ها و موقعیت های خشونت بار از قبیل به کار گیری سلاح و انهدام و تخریب و قتل و سرقت و غیره ،به وسیله آن آموزش داده شود اثر بسیار فجیعی در ارتکاب جرایم خشن خواهد داشت.لذا هدایت این بازیها به مسیر صحیح و مطلوب و سازنده ،از اهداف برگزاری جام دیجیتال خواهد بود و می تواند به عنوان یک کارکرد پیشگیرانه در جهت کاهش جرایم و آسیب های اجتماعی نقش آفرینی کند.امید است همه متولیان امور فرهنگی و اجتماعی و دلسوزان جامعه و بخصوص قشر جوان و نوجوان باتمام توان خود و با درک اهمیت موضوع ،در این راستا حمایت و مشارکت نمایند.

مهر بادرود:مجموعه گویش بادرودی در قالب کلیه کلمات وافعال قدیمی با صرف 6 صیغه توسط آقای ذبیح الله اختری گردآوری وبه زیورچاپ آرایش گردید .
کتاب «گوهر درخشان ونگین سبز کویر» که حاصل تلاش 30 ساله همشهری گرانقدر ووطن دوست بادرودی آقای ذبیح الله اختری زاده است در تیراژ 5000 نسخه در قطع وزیری توسط انتشارات نگارش امروز به چاپ رسید . در این کتاب 220 صفحه ای کلیه لغات قدیمی ومحاوره بادرودی گردآوری وبرگردان به فارسی شده اند. علاوه بر لغات بادرودی کتاب مذکور دارای عکسهای رنگی از آثار تاریخی وبرخی از اشعار این شاعر ارجمند می باشند.
علاقمندان به فرهنگ بادرودی برای تهیه این کتاب به کتابفروشی آقای شاهرخی واقع در سه راه مرکز شهر مراجعه فرمایند.

چند سالی است خط w.l.l که به فرهنگ غلط این دیار به موبایل «اسه»«گاوی»واسمهای نامتناسب دیگری از این دست مشهور شده اند توسط اداره مخابرات به مردم واگذار می شوند . جدای از آنتن دهی نامطلوب این نوع گوشیها ، روی سخن با متولیان امر است که چرا بر ارسال پیامکهای نامربوط وناهمگون این گونه خطها نظارت وجود ندارد. چندی پیش پیامکی بامضمون «فروش بزغاله گوشتی »و یا«فروش نقدی جو وخوراک دام»از طریق شرکتهای خصوصی که به ظاهر بدون اجازه مخابرات اقدام به راه اندازی سیستم پیامکی نموده اند به گوشیهای همشهریان ارسال شد . ارسال فله ای پیامکها بعضأ با اعتراض شهروندان روبرو است . که انتظار می رود:
1- زین پس به جای واژه نامفهم «خط گاوی» و«موبایل اسه» بگوئیم «موبایل شهری».
2- اداره محترم مخابرات بر کیفیت آنتن دهی این گونه خطهای اعتباری بیافزاید.
3- همان اداره بر اشخاص یا شرکتهای خصوصی ارسال پیامکها نظارت ودقت کافی ووافی مبذول دارد، تا من بعد شاهد ارسال پیامک فروش بزغاله وکاه وجو ویا درآینده فروش دل وکله وروده گاو وگوسفند وانواع کود گاوی ومرغی وکشیدن آب حوض و.... نباشیم
نخل وشده بادرود در سال 1351-عکس علی خسروی
نخل بادرود در سال 1371-عکس ذبیح اله صولتیان
نخل بادرود در سال 1388-عکس عبدالمحمود کبیری
روزشمار واقعه کربلا

پانزدهم رجب 60 ه . ق: مرگ معاویه و شروع خلافت یزید بن معاویه.
ـ نامة یزید به والی مدینه جهت اخذ بیعت با امام حسین (ع).
اواخر رجب 60 ه . ق: رسیدن نامة یزید به والی مدینه و عدم بیعت امام حسینبایزید.
بیست و هشت رجب 60 ه . ق: حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه (روزیکشنبه)
سوم شعبان 60 ه . ق: ورود امام حسین (ع) به مکه و سکونت آن حضرت وخاندانش در خانه عباس بن عبدالمطلب. (حضور امام در مکه مدت چهار ماه و چند روزبوده است).
دهم رمضان 60 ه . ق: وصول نامة مردم کوفه به امام حسین توسط عبدالله بنسبع الهمدانی و عبدالله بن وال تمیمی.
دوازدهم رمضان 60 ه . ق: وصول یکصد و پنجاه نامه از کوفه به امام حسین (ع)توسط قیس بن مسهر و عبدالرحمن بن عبدالله و عماره بن عبید.
چهاردهم رمضان 60 ه . ق: وصول نامه سران و مردم کوفه به امام حسین (ع)توسط هانی بن هانی السبیعی و سعید بن عبدالله النخعی.
پانزدهم رمضان 60 ه . ق: حرکت جناب مسلم بن عقیل به سوی کوفه.
ـ ارسال نامه توسط امام به رؤسای بصره.
پنجم شوال 60 ه . ق: ورود جناب مسلم بن عقیل به کوفه و بیعت هیجده هزار ازمردم کوفه با مسلم
هشتم ذی حجه 60 ه . ق: ورود عمر بن سعد با لشکری انبوه به مکه برایدستگیری امام حسین (ع) (چهارشنبه)
ـ حرکت امام از مکه به سوی کوفه.
ـ ورود ابن زیاد به کوفه و محاصره قصر ابن زیاد توسط مسلم و یارانش.
نهم ذی حجه 60 ه . ق: توطئة ابن زیاد و پراکنده شدن یاران مسلم ـ
ـ جنگ مسلم با سپاه ابن زیاد.
ـ هواخواهی عباس بذائی (قرهداغی) از مسلم و شهادت او به دست سربازانابنزیاد.
ـ شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در کوفه به دستور ابن زیاد.
ـ فرود آمدن کاروان امام در «ابطح» و پیوستن ابن ثبیط بصری و فرزندانشبهامام.
ـ فرود آمدن کاروان امام حسین در مکانی بهنام «تنعیم» در دو فرسنگی مکه.
ـ فرود آمدن امام در «صِفاح» و دیدار فرزدق شاعر با امام.
ـ فرود آمدن کاروان امام در «وادی العقیق» و پیوستن عون و محمد فرزندانحضرت زینب (س) به کاروان امام.
ـ فرود آمدن امام در «وادی الصّفرا».
ـ فرود کاروان امام در «ذات عِرق» و پیوستن گروهی از مسلمانان به امام.
ـ فرود کاروان امام در «حاجِر» در ناحیة «بطن الرمه» و نوشتن نامهای به مسلم بنعقیل و شیعیان کوفه و ارسال آن توسط قیس بن مسهر صیداوی.
پانزده ذی حجه 60 ه . ق: فرود کاروان امام در «فَیْدْ».
ـ فرود کاروان امام در «اجفُر».
بیست و دوم ذی حجه 60 ه . ق: شهادت میثم تمار (صحابه امام علی) در کوفهتوسط ابن زیاد.
ـ ارسال نامة امام به کوفه توسط عبدالله بن یقطر (برادر رضاعی امام).
بیست و ششم ذی حجه 60 ه . ق: ورود کاروان امام به «زروُد»، نزدیکی«خزیمیه».
ـ پیوستن «زهیر بن قین» به امام.
ـ ورود کاروان امام به منطقة «زباله» در نزدیکی کوفه.
ـ رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه به امام.
ـ ورود کاروان امام به «ثعلبیه» و توقف شبانه در آنجا.
ـ ورود کاروان امام به «القاع» ـ
ـ عبور کاروان امام از «درة العقبه» در نزدیکی بیابانهای کوفه.
ـ ورود به «شراف» و توقف شبانه در آنجا.
بیست و هفتم ذی حجه 60 ه . ق: روبهرویی کاروان امام با سپاه حر بن یزیدریاحی.
ـ قرار گرفتن کاروان امام در دامنه کوه «ذو حُسَمْ».
ـ جلوگیری حرّ از حرکت کاروان امام به سوی کوفه.
ـ حرکت کاروان امام به منطقه «البیضه».
بیست و هشتم ذی حجه 60 ه . ق: عبور کاروان امام از «عُذیبِ الهجانات».
ـ رسیدن خبر شهادت عبدالله بن یقطر در کوفه به دست ابن زیاد.
ـ عبور کاروان امام از قادسیه.
ـ فرود کاروان امام در «قصر بنی مُقاتل» و توقف شبانه در آنجا.
دوم محرم 61 ه . ق: فرود کاروان امام به کربلا (روز پنجشنبه).ـ حرکت عمر بن سعد با لشکری انبوه به کربلا.
سوم محرم 61 ه . ق: ورود سپاه عمر بن سعد به کربلا.
ششم محرم 61 ه . ق: تجمع بیست هزار سپاهی در سپاه عمر سعد.
ـ رسیدن نامه ابن زیاد به عمر بن سعد مبنی بر بستن راه رودخانه فرات به رویکاروان امام.
ـ آمادگی گروهی از قبیله بنی اسد برای پیوستن به امام و حمله چهارصد نفر ازسپاه عمر سعد به آن قبیله و کشتار آنان.
هشتم محرم 61 ه . ق: حرکت حضرت عباس با بیست و هشت نفر ]یا سی سوار وبیست پیاده با بیست مشک آب[ به طرف رود فرات و آوردن آب بعد از درگیری با مأمورانعمر بن سعد.
ـ ملاقات شبانه امام با عمر سعد.
ـ صدور فرمان جنگ توسط ابن زیاد.
نهم محرم 61 ه . ق: حرکت لشکر عمر بن سعد به سوی کاروان امام.
ـ مهلت خواستن امام از عمر بن سعد برای یک شب.
ـ آوردن اماننامه توسط شمر برای حضرت ابوالفضل و برادرانش و خودداری آناناز پذیرفتن اماننامه.
ـ آمادهسازی کاروان امام برای جنگ فردا.
دهم محرم 61 ه . ق: وقوع فاجعة جانسوز کربلا و شهادت امام حسین (ع) و هفتادو دو تن از یاران وفادارش (جمعه یا شنبه).
ـ غروب دهم محرم: غارت خیام امام و آتش زدن آنها.
ـ اسیر گرفتن بازماندگان کاروان امام.
ـ اسب تاختن بر جسد شهدا.
ـ فرستادن سر شهدا به کوفه.
یازدهم محرم 61 ه . ق: حرکت اسرا به سوی کوفه.
دوازدهم محرم 61 ه . ق: ورود کاروان اسرا به کوفه.
ـ سخنرانی حضرت زینب و ام کلثوم و فاطمه در کوچههای کوفه.
ـ دفن شهدا در کربلا توسط جمعی از مردم قبیلة بنی اسد.
ـ سخنرانی ابن زیاد در مسجد کوفه و اعتراض عبدالله عفیف به ابن زیاد ودستگیری و شهادت عبدالله، به دستور ابن زیاد.
پانزدهم محرم 61 ه . ق: حرکت کاروان اسرا از کوفه به شام.
اول صفر 61 ه . ق: ورود کاروان اسیران به شام (بعد از هیجده روز).
ـ سخنرانی حضرت زینب (س) در کاخ یزید.
ـ سخنرانی امام سجاد (ع) در مسجد جامع شام.
بیستم صفر 61 ه . ق: ورود جابر بن عبدالله انصاری به کربلا برای زیارت.
ـ ورود کاروان اسیران به کربلا برای زیارت مزار شهدا.
ـ حرکت از کربلا به مدینه.
ـ ورود کاروان اسیران به مدینه.
ـ سخنرانی امام سجاد در دروازة مدینه.
ـ ورود به مسجد النبی و زیارت حرم مطهر پیامبر.
پانزدهم رجب 62 ه . ق: وفات حضرت زینب (س).