
برخی از همشهریان همین که بخشی از عوارض شهرداری را موقع اخذ پروانه ساختمانی پرداخت کردند تصور میکنند مجاز به هر نوع تخلفی هم می باشند . یکی از فرهنگ غلط بسیاری از همشهریان، تخلیه مصالح ساختمانی از ابتداء تا انتهای بنای ساختمانی خود در معابر عمومی است .اگر دوری در خیابانها وکوچه های شهر بزنید کمتر کوی وبرزنی است که از این آفت مصون مانده باشد وبا این اقدام علاوه بر ایجاد مزاحمت برای عابرین وهمسایگان آسیب جدی را به آسفالت خیابانها وارد میسازند که بروز چنین فرهنگ غلطی در سطح دنیا بی سابقه است ودر این بین متأسفانه شهرداری اندکی کوتاه آمده وقدرت اجرائی خویش را برای برخورد با این متخلفین به انجام نمی رساند .امیدواریم اولأ شهروندان این خصیصه مهم را مراعات نمایند ودر ثانی شهرداری اندکی توان مبارزه با این متخلفین را دوچندان نماید تا شاهد بروز این گونه پیامدهای زشت در سطح شهر نباشیم
روزشمار فاجعة کربلا
پانزدهم رجب 60 ه . ق: مرگ معاویه و شروع خلافت یزید بن معاویه.
ـ نامة یزید به والی مدینه جهت اخذ بیعت با امام حسین (ع).
اواخر رجب 60 ه . ق: رسیدن نامة یزید به والی مدینه و عدم بیعت امام حسینبایزید.
بیست و هشت رجب 60 ه . ق: حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه (روزیکشنبه)
سوم شعبان 60 ه . ق: ورود امام حسین (ع) به مکه و سکونت آن حضرت وخاندانش در خانه عباس بن عبدالمطلب. (حضور امام در مکه مدت چهار ماه و چند روزبوده است).
دهم رمضان 60 ه . ق: وصول نامة مردم کوفه به امام حسین توسط عبدالله بنسبع الهمدانی و عبدالله بن وال تمیمی.
دوازدهم رمضان 60 ه . ق: وصول یکصد و پنجاه نامه از کوفه به امام حسین (ع)توسط قیس بن مسهر و عبدالرحمن بن عبدالله و عماره بن عبید.
چهاردهم رمضان 60 ه . ق: وصول نامه سران و مردم کوفه به امام حسین (ع)توسط هانی بن هانی السبیعی و سعید بن عبدالله النخعی.
پانزدهم رمضان 60 ه . ق: حرکت جناب مسلم بن عقیل به سوی کوفه.
ـ ارسال نامه توسط امام به رؤسای بصره.
پنجم شوال 60 ه . ق: ورود جناب مسلم بن عقیل به کوفه و بیعت هیجده هزار ازمردم کوفه با مسلم
هشتم ذی حجه 60 ه . ق: ورود عمر بن سعد با لشکری انبوه به مکه برایدستگیری امام حسین (ع) (چهارشنبه)
ـ حرکت امام از مکه به سوی کوفه.
ـ ورود ابن زیاد به کوفه و محاصره قصر ابن زیاد توسط مسلم و یارانش.
نهم ذی حجه 60 ه . ق: توطئة ابن زیاد و پراکنده شدن یاران مسلم ـ
ـ جنگ مسلم با سپاه ابن زیاد.
ـ هواخواهی عباس بذائی (قرهداغی) از مسلم و شهادت او به دست سربازانابنزیاد.
ـ شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در کوفه به دستور ابن زیاد.
ـ فرود آمدن کاروان امام در «ابطح» و پیوستن ابن ثبیط بصری و فرزندانشبهامام.
ـ فرود آمدن کاروان امام حسین در مکانی بهنام «تنعیم» در دو فرسنگی مکه.
ـ فرود آمدن امام در «صِفاح» و دیدار فرزدق شاعر با امام.
ـ فرود آمدن کاروان امام در «وادی العقیق» و پیوستن عون و محمد فرزندانحضرت زینب (س) به کاروان امام.
ـ فرود آمدن امام در «وادی الصّفرا».
ـ فرود کاروان امام در «ذات عِرق» و پیوستن گروهی از مسلمانان به امام.
ـ فرود کاروان امام در «حاجِر» در ناحیة «بطن الرمه» و نوشتن نامهای به مسلم بنعقیل و شیعیان کوفه و ارسال آن توسط قیس بن مسهر صیداوی.
پانزده ذی حجه 60 ه . ق: فرود کاروان امام در «فَیْدْ».
ـ فرود کاروان امام در «اجفُر».
بیست و دوم ذی حجه 60 ه . ق: شهادت میثم تمار (صحابه امام علی) در کوفهتوسط ابن زیاد.
ـ ارسال نامة امام به کوفه توسط عبدالله بن یقطر (برادر رضاعی امام).
بیست و ششم ذی حجه 60 ه . ق: ورود کاروان امام به «زروُد»، نزدیکی«خزیمیه».
ـ پیوستن «زهیر بن قین» به امام.
ـ ورود کاروان امام به منطقة «زباله» در نزدیکی کوفه.
ـ رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه به امام.
ـ ورود کاروان امام به «ثعلبیه» و توقف شبانه در آنجا.
ـ ورود کاروان امام به «القاع» ـ
ـ عبور کاروان امام از «درة العقبه» در نزدیکی بیابانهای کوفه.
ـ ورود به «شراف» و توقف شبانه در آنجا.
بیست و هفتم ذی حجه 60 ه . ق: روبهرویی کاروان امام با سپاه حر بن یزیدریاحی.
ـ قرار گرفتن کاروان امام در دامنه کوه «ذو حُسَمْ».
ـ جلوگیری حرّ از حرکت کاروان امام به سوی کوفه.
ـ حرکت کاروان امام به منطقه «البیضه».
بیست و هشتم ذی حجه 60 ه . ق: عبور کاروان امام از «عُذیبِ الهجانات».
ـ رسیدن خبر شهادت عبدالله بن یقطر در کوفه به دست ابن زیاد.
ـ عبور کاروان امام از قادسیه.
ـ فرود کاروان امام در «قصر بنی مُقاتل» و توقف شبانه در آنجا.
دوم محرم 61 ه . ق: فرود کاروان امام به کربلا (روز پنجشنبه).ـ حرکت عمر بن سعد با لشکری انبوه به کربلا.
سوم محرم 61 ه . ق: ورود سپاه عمر بن سعد به کربلا.
ششم محرم 61 ه . ق: تجمع بیست هزار سپاهی در سپاه عمر سعد.
ـ رسیدن نامه ابن زیاد به عمر بن سعد مبنی بر بستن راه رودخانه فرات به رویکاروان امام.
ـ آمادگی گروهی از قبیله بنی اسد برای پیوستن به امام و حمله چهارصد نفر ازسپاه عمر سعد به آن قبیله و کشتار آنان.
هشتم محرم 61 ه . ق: حرکت حضرت عباس با بیست و هشت نفر ]یا سی سوار وبیست پیاده با بیست مشک آب[ به طرف رود فرات و آوردن آب بعد از درگیری با مأمورانعمر بن سعد.
ـ ملاقات شبانه امام با عمر سعد.
ـ صدور فرمان جنگ توسط ابن زیاد.
نهم محرم 61 ه . ق: حرکت لشکر عمر بن سعد به سوی کاروان امام.
ـ مهلت خواستن امام از عمر بن سعد برای یک شب.
ـ آوردن اماننامه توسط شمر برای حضرت ابوالفضل و برادرانش و خودداری آناناز پذیرفتن اماننامه.
ـ آمادهسازی کاروان امام برای جنگ فردا.
دهم محرم 61 ه . ق: وقوع فاجعة جانسوز کربلا و شهادت امام حسین (ع) و هفتادو دو تن از یاران وفادارش (جمعه یا شنبه).
ـ غروب دهم محرم: غارت خیام امام و آتش زدن آنها.
ـ اسیر گرفتن بازماندگان کاروان امام.
ـ اسب تاختن بر جسد شهدا.
ـ فرستادن سر شهدا به کوفه.
یازدهم محرم 61 ه . ق: حرکت اسرا به سوی کوفه.
دوازدهم محرم 61 ه . ق: ورود کاروان اسرا به کوفه.
ـ سخنرانی حضرت زینب و ام کلثوم و فاطمه در کوچههای کوفه.
ـ دفن شهدا در کربلا توسط جمعی از مردم قبیلة بنی اسد.
ـ سخنرانی ابن زیاد در مسجد کوفه و اعتراض عبدالله عفیف به ابن زیاد ودستگیری و شهادت عبدالله، به دستور ابن زیاد.
پانزدهم محرم 61 ه . ق: حرکت کاروان اسرا از کوفه به شام.
اول صفر 61 ه . ق: ورود کاروان اسیران به شام (بعد از هیجده روز).
ـ سخنرانی حضرت زینب (س) در کاخ یزید.
ـ سخنرانی امام سجاد (ع) در مسجد جامع شام.
بیستم صفر 61 ه . ق: ورود جابر بن عبدالله انصاری به کربلا برای زیارت.
ـ ورود کاروان اسیران به کربلا برای زیارت مزار شهدا.
ـ حرکت از کربلا به مدینه.
ـ ورود کاروان اسیران به مدینه.
ـ سخنرانی امام سجاد در دروازة مدینه.
ـ ورود به مسجد النبی و زیارت حرم مطهر پیامبر.
پانزدهم رجب 62 ه . ق: وفات حضرت زینب (س).
منازل مسیر کاروان امام از مکه تا کربلا
منزل اول: ابطح
منزل دوم: تنعیم
منزل سوم: صِفاح
منزل چهارم : وادی العقیق
منزل پنجم: وادی الصّفرا
منزل ششم: ذاتِ عِرق
منزل هفتم: حاجِر
منزل هشتم: فَید
منزل نهم: اِجفَر
منزل دهم: خُزَیمیّه
منزل یازدهم: شقوق
منزل دوازدهم: زرود
منزل سیزدهم: ثعلبیه
منزل چهاردهم: زباله
منزل پانزدهم: القاع
منزل شانزدهم: عقبه
منزل هفدهم: قرعاء
منزل هجدهم: مغیثه
منزل نوزدهم: شراف
منزل بیستم: ذَوحُسُم
منزل بیست و یکم: البیضه
منزل بیست و دوم: عُذیب الهجانات
منزل بیست و سوم: قصر بنی مقاتل
منزل بیست و چهارم: نینوا
منزل بیست و پنجم: کربلا
اقدام جدیدوعجیب شبکه بهداشت :آب تصفیه شده نخورید
چندی است که دیگر صدای بوق ماشینهای توزیع آب تصفیه شده در کوچه های شهر به گوش نمی رسد .آب بادرود بخاطر وجود درصد بالای املاح مطلوب نیست .مجددأ به تصویری که از یک کولر آبی بادرود گرفته شده نگاه کنید خود به ادعای ما پی می برید .

از چند سال پیش به ابتکار یک جوان خوش ذوق همشهری وبا هزینه هنگفت شخصی دستگاه تصفیه آب شرب در شهر نصب وجهت رفاه حال همشهریان با مراجعه به درب منازل آب مصرفی مورد نیاز شهروندان را با قیمت بسیار پائین تأمین می نمود اما در یک اقدام عجیب وغریب شبکه بهداشت ودرمان بنا به علل نامعلومی توزیع آب تصفیه را در درب منازل را ممنوع وغیر بهداشتی خوانده .از این دست اقدامات شبکه بهداشت شهرستان راهم قبلأ ناظر بودیم که توزیع یخ که در سراسر کشور انجام میگرفت در تابستان گرم گذشته در بادرود را ممنوع اعلام کرده بود .
امیدواریم پاسخ قانع کننده ای را از دوستان شبکه بهداشت شهرستان دریافت کنیم که شاید به ما هم ثابت شود که آب املاح دار شور شاید بهتر از آب تصفیه شده باشد.
همچنان در بادرود حسینیه ساخته می شود

در باب محرم بادرود وساخت بی رویه حسینیه ها وتکایا دربادرود قبلأ مطالب مفصل وکاملی در این پایگاه خبری درج گردیده است.گفتیم که در شهر بادرود تا این ساعت (چون احتمال داره طی این ایام بازهم حسینیه های جدیدی به این شهر افزوده شود) 27 باب مسجد وحسینیه ساخته شده است وگفتیم که طبق یک حساب سرانگشتی حدود 25 هزار مترمربع از فضای شهر ی بادرود به ساخت مساجد وتکایا اختصاص یافته است
اگر بطور متوسط میزان هر متر مربع زمین به اضافه فضای احداثی را در خوشبینانه ترین محاسبات متری 400 هزار تومان بگیریم میشود 000/000/000/100 تومان که بجز مساجد شهر که دربرخی از آنها نماز جماعت برپاست، در مابقی حسینیه ها وتکایا فقط 10 شب اول محرم کاربری مذهبی دارند ومابقی ایام دربشان برروی همگان بسته است .والبته این راهم گفتیم که دانشگاه پیام نور بادرود فقط بخاطر عدم کمک ده میلیون تومانی ناقابل همشهریان در دو سال پیش افتتاح نشد واکنون در سرما وگرما هزاران دختر وپسر دانشجوی بادرودی راهی نطنز ونوش آباد واردستان وزواره وحتا برزک میگردند تا در دانشگاههای پیام نور این شهرها به تحصیل علم روی آورند تا در آینده باباهای حسینیه ها ومساجدمان مدارکشان از سیکل به لیسانس ارتقاء یابد .
درود بر توکلیان
بگذریم هدفم از این یادآوریها این است که بگم درود بر توکلیان ، اهالی مسجد توکل بادرود در بین همه هیئتها بهترین شیوه را انتخاب نموده اند وبجای خرید زمین وساخت حسینیه ای که 355 روز در سال بسته بماند یک چادر و چند میله خریده ومسیر خیابان کشاورز را پوشش داده اند ودرآن بی ریا عزاداری میکنند وبعد از دهه اول محرم همه چادر را جمع کرده وبدین روش زیبا از صرف میلیاردها تومان اموال مردم در راه ساخت ابنیه صرف نظر کرده اند . خدا قوتتان دهاد واجرتان با خدای حسین باد

-مختاربن ابوعبید ثقفی دقیقا در سال اول هجرت بدنیا آمد!
- لقب او کیسان بود و بعضی او را اهل فرقه کیسانیه می دانند علت را هم حمایت او از محمدبن حنفیه فرزند حضرت امیر(ع) می دانند حال آنکه فرقه کیسانیه بعد از مرگ محمدبن حنفیه شکل گرفت و مختار قبل از محمدبن حنفیه از دنیا رفت!
- بعضی هم می گویند علت این لقب آن است که حضرت امیر در طفولیت مختار، روزی او را روی زانو گذاشت و نوازش کرد و به او گفت: یا کیّس یا کیّس" و اینکه دوبار کیّس را به زبان آورد وجه تثنیه آن نیز (کیسان) لقب مختار شد.( کیس به معنای زیرک است)
- پدر مختار، ابوعبید بن مسعود ثقفی بود. 4 روز بعد از خلافت عمر وی دستور اعزام نیرو به سر حدات ایران را صادر کرد و اولین کسی که داوطلب شد همین ابوعبید پدر مختار بود که بعدا فرماندهی سپاه اسلام را نیز به عهده او گذاشتند.
- پدر و دو برادر مختار در جنگ با ایران در روزی که به یوم الجسر معروف است کشته شدند و مختار که در آن زمان 13 سال داشت تحت تکفل عمویش سعد ثقفی در آمد.
- نقل شده است که مادر مختار وقتی او را حامله بود در خواب دید که بشارت پسری شجاع را به او می دهند او همچنین بعد از تولد مختار خوابی مشابه در مورد او دید.
- عموی مختار از طرف حضرت امیر (ع) فرماندار مداین شد و تا زمان امام حسن(ع) بر این سمت بود. او همچنین یکی از فرماندهان سپاه امیرالمومنین در جنگ صفین بود. مختار نیز به همراه عمویش به مداین رفت.
- گفته می شود که وقتی صلح بر امام حسن تحمیل شد. و به ایشان در ساباط سوء قصد صورت گرفت گفت من را به خانه سعد ثقفی(عموی مختار) ببرید. و در آنجا مختار به عمویش پیشنهاد کرد که امام حسن (ع) را تحویل معاویه دهند و از این راه پول و مقامی بدست آورند.
- بعضی می گویند علت این پیشنهاد مختار این بود که بسیاری از سرداران امام حسن(ع)به او خیانت کرده بودند و او بدینوسیله می خواست عمویش را امتحان کند تا اگر خطری امام را تهدید می کند جان حضرت را نجات دهد.
- عموی مختار در جواب این پیشنهاد با قاطعیت و تندی به مختار می گوید:" قبّح الله فی رأیک" و وقتی او را سرزنش می کند آنچنان که در اعیان الشیعه آمده است مختار در جواب می گوید:" قصد جدی نداشتم فقط می خواستم شما را امتحان کنم!"
- مختار خواهری داشت به نام صفیه که این خواهر بعدا با عبدالله ابن عمر پسر خلیفه دوم ازدواج کرد. و همین عبدالله بواسطه احترامی که عرب برای او قائل بودند دو بار باعث ازادی مختار از زندان شد.
- وقتی که مسلم ابن عقیل به کوفه رفت مختار او را به خانه خویش برد اما بعدا بخاطر در خطر بودن جان مسلم وی به خانه هانی بن عروةنقل مکان کرد. و مختار بخاطر همکاری با مسلم به زندان افتاد.
- مختار دو بار به زندان ابن زیاد افتاد یک بار مصادف با حادثه عاشورا و یک بار مصادف با قیام توابین. میثم تمّار یار صدیق حضرت امیر(ع) هم با او در زندان بود.و ابن زیاد هر دو را به اعدام محکوم کرده بود. که میثم اعدام شد و مختار با وساطت عبدالله بن عمر آزاد شد.
- آنچنان که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گفته است وقتی مختار در زندان بود میثم تمّار خطاب به وی چنین گفت:" تو از زندان ازاد خواهی شد و به خون خواهی حسین(ع) قیام خواهی کرد و این جباری که اکنون در زندان او هستیم(ابن زیاد) بوسیله تو کشته خواهد شد. تو با همین پاهایت سر و صورت او را لگد مال خواهی کرد. " جالب آنکه این اتفاقات حادث شد.
- امام سجاد(ع) یک بار در حق مختار دعا کرد و آن هنگامی بود که وی سر ابن زیاد و عمر سعد را برای حضرت به مدینه فرستاد. و امام برای او اینگونه دعا کرد:" الحمدلله الذی ادرک لی ثاری من اعدائی و جزی الله المختار خیراً"
- بعضی می گویند مختار ادعای نبوت داشت و علت آن احتمالا این بود که مختار سخنوری قهار بود و جملاتی را بر وزن آیات قرآن به زبان می آورد. به عنوان نمونه به این جملات دقت کنید:" و رب البلد الامین و حرمة طور سینین، لأقتلن الشاعرالمجین، اعشی الناعطین، و سوء البرق البارقین، ابن الامة من جولاء خانقین، الذی مننت علیه فکفرو تابعن فغدر، و غداً یلقی فیُنحِر، ثم یصیر الی سقر، فینوق فیها العذاب الاکبر...."
- به مختار لقب کذاّب داده بودند. روزی امام باقر(ع) فرزند مختار را دید. وی به امام گفت که مردم حرفهای زیادی در مورد پدرم می زنند اما حق همانست که شما بگویید. امام پرسید چه می گویند. ابوالحکم فرزند مختار گفت می گویند کذاّب! امام در جواب فرمود: "سبحان الله پدرم به من خبر داد که بخدا سوگند مهریه مادر من از همان پولی بود که مختار برایش فرستاده بود." گفته می شود عبدالله ابن زبیر اولین بار لقب کذاّب را به مختار داد!
- در بین علمای شیعه تا کنون تعداد زیادی از علما از مختار حمایت کرده اند. من جمله علامه امینی صاحب الغدیر، علامه مامقانی، علامه ابن نما، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، آیت الله خویی، مقدس اردبیلی،علامه باقر شریف القرشی، علامه حلی و...
- سردار اصلی سپاه مختار ابراهیم اشتر بود که این ابراهیم فرزند مالک اشتر سردار نامی سپاه امیر المومنین(ع) است.
-شمر ذی الجوشن بدست کیان، پهلوان ایرانی بدرک واصل شد.
- در قیام توابین شعار اصلی سپاه منتقم « یا لثارات الحسین» بود و در قیام مختار یک شعار دیگر هم به آن اضافه شد« یا منصور اَمِت» و این شعاری بود که مسلمانان در جنگ بدر به کار می بردند.
- بیشتر یاران مختار از ایرانیان غیر عرب بودند که آنان را ارتش سرخ می گفتند.
- نقل شده است که روزی حضرت امیر(ع) بر شریح قاضی به سبب اشتباهی که کرده بود خشم گرفت و خطاب به شریح گفت:« بخدا سوگند تو را به ماینقیا تبعید خواهم کرد تا دو ماه در آنجا بین یهودیان قضاوت کنی.» اما این فرصت هرگز دست نداد تا این که مختار در کوفه به قدرت رسید و وعده حضرت امیر را محقق کرد و شریح را به ماینقیا تبعید کرد.
- عبدالله بن زبیر، محمد حنفیه و عبدالله بن عباس با 17 نفر از بنی هاشم را در غاری به نام « شعب عارم» حبس کرد و جلو آن هیزم ریخت تا مختار را وادار به تسلیم کند. اما مختار با اعزام یک گروه چریکی زندانیان را آزاد کرد.
- این گروه را «خشبیه» به معنای « چوب داران» می نامیدند علت آن هم این بود که مختار خوش نداشت یارانش با شمشیر وارد مسجد الحرام شوند از همین روی به آنها دستور داد که عملیات خود را با چوب هایی که« کافر کوب» می نامیدند( و این کلمه فارسی است چرا که بیشتر یاران مختار ایرانی بودند و در سپاه وی بیشتر مکالمات به زبان فارسی صورت می گرفت) انجام دهند.
- مختار یکی از کسانی است که مردم کوفه به او هم بی وفایی کردند و پشتش را در هنگام سختی خالی کردند.
- وقتی مختار به همراه 6000 نفر در قصر خود گرفتار آمد و به محاصره دشمن درآمد خطاب به یارانش گفت :« من که تصمیمم را گرفته ام و تسلیم نخواهم شد؛ از قصر خارج می شوم و با آنان می جنگم تا کشته شوم و وقتی من کشته شوم ضعف و ذلت شما بیشتر خواهد شد و آنها از شما انتقام خواهند گرفت و بعد پشیمان خواهید شد... اما اگر اکنون با من بیرون بیایید، از دو حال خارج نیست یا پیروز می شوید و یا به شهادت می رسید... اگر با من نیایید فردا در همین وقت ذلیل ترین و زبون ترین مردم روی زمین خواهید بود» و همان شد که مختار گفته بود!
- وقتی مصعب ابن زبیر مختار را به شهادت رساند عبدالملک مروان برای تصرف عراق به جنگ مصعب آمد و او را شکست داد. گویند وقتی عبدالملک بر عراق مسلط شد وارد دارالاماره کوفه شد و سر بریده مصعب را جلوی او نهادند. مردی از عرب به نام« ابی مسلم نخعی» برخاست و خطاب به عبدالملک گفت:« من در همین مکان(دارلاماره) بودم و دیدم که سر بریده حسین(ع) را جلوی ابن زیاد نهادند و چندی بعد دیدم سر ابن زیاد را در همین مکان جلوی مختار گذاشتند و مدتی نگذشت که دیدم سر بریده مختار را در اینجا جلوی مصعب بن زبیر نهادند و حال، سر بریده مصعب را در جلوی تو می بینم!» گویند عبدالملک وحشت زده شد و دستور داد آن بنا را ویران کنند!
- تا سالها محل دقیق قبر مختار مشخص نبود تا اینکه علامه عبدالحسین طهرانی دستور داد محدوده مشهور به مزار مختار را فحص و تفتیش کنند. در این فحص و تفتیش آثار بنای مخروبه ای کشف شد که می گویند در قدیم حمام بوده است. حفاری را ادامه دادند. در حین حفاری مرحوم علامه سید رضا بحرالعلوم نقلی از پدرشان سید محمد مهدی بحرالعلوم در مورد مرقد مختار در زاویه شرقی جنب دیوار قدیمی مسجد کوفه فرمودند و با نظارت وی و علامه طهرانی همان موضع معین را حفاری کردند تا به لوحی رسیدند که این جمله بر روی آن نقش بسته بود:« هذا قبرالمختار بن ابی عبید ثقفی» و بدین ترتیب ساختمانی در محل قبر وی بنا گردید که همین مقبره فعلی مختار است.
ساخت تالار فرهنگ بادرود

در سال 1360 که کتابخانه بادرود ساخته شد مقرر گردیده بود یک سالن به عنوان سالن چند منظوره ومطالعه خانها نیز ساخته شود .ابعاد پیش بینی شده برای ساخت سالن یاد شده 10+20 یعنی 200 متر مربع بود.حتا آن زمان فنداسیون سالن یاد شده هم ریخته شده بود .کتابخانه در سال 1363 افتتاح شد اما از سالن خبری نشد .پیگیریها به نتیجه نرسیده بود . در سال 1376 که مسئولیت مجموعه فرهنگی بادرود به اینجانب واگذار شد .اولین اقدامم را ساخت سالن یاد شده قرار دادم .

همزمان شوراها در آن سال شکل گرفته بود ودکتر باغبانیان هم در آن سال به عنوان نماینده انتخاب شده بود.نامه ای به نماینده وشهرداری وشورا نوشتم واز آنان خواهش کردم تا اجازه ساخت سالنی که فنداسیونش 17 سال قبل ریخته شده راآغاز کنم .پیگیریها تا سال 1379 ادامه داشت .اردیبهشت آن سال جلسه ای با حضور شهرداروقت آقای حائری ورئیس شورای وقت آقای مهندس کیانوش وبخشدار وقت آقای هاشمی ورئیس وقت ارشاد آقای مجتهد زاده واینجانب در دفتر بخشدارگذاشتیم .صورتجلسه نوشتیم وکار ساخت سالن عملأ شروع شد.از محل اعتبارات 5 میلیون تومانی ارشاد اسلامی با وساطت دکتر باغبانیان نیمی از آن به بادرود اختصاص یافت وکار طراحی نقشه وآزمایش خاک با این مبلغ آغاز شد .

با همکاری ارزشمند مهندس حائری ومهندس کیانوش متراژ زمین را به 800 متر افزایش دادیم وکار احداث سالن چند منظوره بادرود که بعدها به تالار فرهنگ وهنر بادرود تغیر نام داد با اعتبارات استانی اداره کل ارشاد آغاز شد واکنون این بنا با متراژ 1400 متر زیر بنا در دو طبقه شامل تالار اجرای برنامه با ظرفیت 240 نفر –سالن انتظار –سه دفتر سایت اداری –بوفه – فروشگاه –اتاق گریم و دو باب سوئیت در حال اتمام است . طرح سنتی نماها وافزایش سالن از 200 متر به 800 متر با پیشنهاد واصرار اینجانب به مرحله اجرائی رسید وانشاء الله تا عید نوروز امسال شاهد بهره برداری از این مجموعه زیبای فرهنگی خواهیم بود
منبع:بادرود:آوادی نچ مین http://soulatian2010.blogfa.com/
باپوزش از کاربران محترم ،به علت سفر گروه صبح آمد شبکه سوم سیما به شهرهای نوشهر وبابل در روزهای سه شنبه تا پنج شنبه وپخش مستقیم از این دو شهر ، ادامه گزارشهای جشن انار بادرود از این شبکه درروز شنبه 13 آذر از ساعت 7ونیم صبح تا 9 از این شبکه پخش میشود لطفأ به همشهریان گرامی اطلاع دهید

بازهم محرمی دیگر از راه دارد می رسد وعلم وکوتلها به نشانه احترام به مظلومیت امام سوم شیعیان بر هر کوی وبرزنی بر پا میگردد.
یادش بخیر قدیما -که البته ما بیاد نداریم -.میگفتند عزاداریها بصورت سنتی با دو دسته برنی (که سینه زن بودند )وحسینی(که سنگ شیر میزدند )با شور ومعنویت خاصی برخوردار می شد . تمام شهر بادرود بود واین دو دسته عزاداری بی ریا.سنگ شیر عبارت از دو تکه چوب کوچکی بود که درست در کف دست عزادران جای میگرفت وهمنوا با نوحه مخصوص 8 ترکی به سبک زیبائی نواخته میشد . این رسم زیبا از سال 1356 با ورود زنجیر ودهل وسنج برای همیشه کنار گذاشته شد .نظیر چنین مراسمی اکنون در عصر تاسوعا در ابیانه ودر طول محرم در میبد یزد اجراء میگردد.
اکنون بادرود ما دارای 17 هیئت زنجیر وسینه زنی است که عزاداریها گرچه با استقبال گسترده عزاداران برگزار میشود اما از خلوص آن روزها بی بهره است .
نخل بزرگ بادرود در قدیم در حسینیه ها می چرخید ومردم با توان تمام به پای آن به عزاداری می پرداختند . طبق همه رویه های تصمیم گیری شهر که بر پایه احساسات وریاست بازی عده ای مرسوم میگردد از یک دهه پیش به بعد نگذاشتند نخلها وارد حسینیه شود ووارد میدان امام حسین(ع) می شود وبر عکس عقربه های ساعت بدور میدان سه دور میچرخد ودر این بین توده ملت را می بینید که فارغ از عاشورا بودن هرچند نفری مشغول گپ زدن وگفت وگو یند وعده ای قلیل هم که ظاهرأ نسل اندر نسل پایه های نخل بدانها رسیده در زیر آن بیهوده وبدون هدف میچرخند .
در این بین بازار نذری ونذورات از شام ونهار گرفته تا تنقلات وشیرینیجات داغ داغ است وبعضی کسان در اندیشه دوچندان سیرنمودن شکمشان.

هرساله بخشی از سنتها از این مراسم کنده میشود وبرخشکی وبی روح بودن آن افزوده .باباهای برخی از هیأت به جای اندیشه امام حسین به فکر دراز نمودن هیئت ها وبزرگ تر شدن دهلهای خویشند.

در این بین بارگاه آقاعلی عباس(ع)که هرساله شاهد حضور هیئتهای مختلف از سراسر کشور است ،مظلومترین روزهایش را از ناحیه همشهریان عزیز سپری میکند ودرروز عاشورا وتاسوعا از حضور هیئتهای محترم در این بارگاه عظیم خبری نیست .
اینجانب نگارنده پیشنهاد دادم بجای اینکه عصرروز تاسوعا هیئتهای عزاداری بی جهت بدور خیابانها وکوچه ها بگردند به پای بوس این امامزادگان شرفیاب شوند که این طرح فقط یک سال بیشتر دوام نیاورد.
مراسمهای سنتی زیبای تعزیه خوانی وحرکت نمادین کاروان اسیران کربلا هم ازخلوص سالهای پیش بی بهره است وحس رقابتهای بیهوده ودخالت در رسومات برخی از هیئت ها وبجای اینکه خود دنبال ابتکاری جدید باشیم سعی میکنیم سنت یک هیئت را هیئتی دیگر برپا کنیم ، باعث از رونق افتادن مراسم دیگر هیئت ها هم میشویم .

هربارکه خواستیم مراسم سنتی عزاداریمان را به تلویزیون بکشانیم .دیدیم حرفی برای گفتن در بین عزاداریهای پرشور از سراسر کشور نداریم وعملأ عزادریهای زیبای سنتی مان مثل همه کارهایمان دستخوش اهداف عده ای از سیاسیون قرار میگیردکه در این شهر خود را کشک هرآشی میکنند.
به امید اینکه امسال عزاداری آقا امام حسین(ع) پرشور تر از هرسال در این دیار اجراء گردد.

چندی پیش گرانمایه پور نماینده مردم کاشان وآران وبیدگل در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه تلویزیونی با شبکه 5 استان اصفهان اعلام کرد که «ما به جد پیگیر احداث راه آهن گرمسار به آران وبیدگل هستیم که بخشی ازآن هم انجام گرفته است »
واما بد نیست با تاریخچه ای از احداث این خط آهن آشنا شویم .طرح مطالعاتی مقدماتی راه آهن گرمسار به بادرود همزمان با احداث خط آهن بادرود –اصفهان وبادرود –میبد در سال 1346 انجام گرفت .طرح بادرود به اصفهان که بخشی از راه آهن سراسری را شامل می شود در همان سالها به مرحله اجرا رسید .طرح بادرود –میبد که بخشی از آن در ادامه این طرح به انجام رسیده بود در سال 1374 بدست هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت افتتاح ومودر بهره برداری قرار گرفت .در سال 1378 خاتمی رئیس جمهور وقت کشور در جمع مردم گرمسار خبر از آغاز عملیات راه آهن گرمسار به بادرود را به مردم آن شهرستان داد.گرچه اقدامی عملی برای این مهم انجام نگرفت .

مکاتبات وپیگیریهای وسیع توسط شورای شهر بادرود در دور دوم با همراهی دکتر باغبانیان نماینده وقت مردم منطقه در مجلس وترابی نماینده مردم گرمسار آغاز شد . با دوجلسه مشترک این دو نماینده ورئیس شورای وقت بادروددر تهران مقرر شد این پروژه به جد از تهران پیگیری گردد که نامه مشترک این سه تن به مدیر عامل راه آهن کشور نوشته شد .بعدها مشخص گردید که مشکل اساسی در عدم اجرای این پروژه 40 ساله سازمان محیط زیست کشور است وبه بهانه حفظ حیات وحش پارک ملی کویر که در حاشیه این طرح قرار دارد وی اجاره احداث این خط را نمی دهد .
از خانم ابتکار رئیس سازمان وقت محیط زیست دعوت بعمل آمد .نشست مشترک رسولی فرماندار وقت،هاشمی اصل بخشدار وقت بادرود ،صولتیان رئیس شورای وقت در آستان مقدس آقاعلی عباس با حضور خانم ابتکار برگزار ومنتج به این نتیجه گردید که باتوجه به در حاشیه قرار گرفتن راه آهن احداثی با پارک ملی کویر ،سازمان محیط زیست کشور در ایبن زمینه همکاری نماید.
در سال 1386 زیاری رئیس راه آهن کشور در حاشیه افتتاح قطار کاشان –مشهد در جمع مردم ومسئولین کاشان ،از پایان یافتن طرح مطالعاتی راه آهن بادرود –گرمسار خبر داد واز اختصاص اعتبار برای اجرای این عملیات در آغاز سال1387. گرچه تاکنون خبرها حاکی از عدم تحقق وعده مدیر عامل راه آهن کشور می دهد ،اما سخنان گرانمایه پور این نوید را می دهد که اگر مسئولین شهرستان بویژه در رأس آنها نماینده مردم در مجلس ،فرماندار، بخشدار ومسئولین محلی اندکی کوتاه بیایند این حق تثبیت شده بادرود برای راه یبابی به چهار راه ریلی کشور به سادگی نصیب کاشانیها میگردد وبادرود باید برای همیشه با احداث راه آهن وجاده ترانزیت به شمال و شرق کشور خداحافظی کند
تا آخر هفته هرروز صبح جشن انار ببینید

میلیونها ایرانی از سراسر کشور امروز شاهد پخش گوشه هائی از مراسم جشنواره انار بادرود از شبکه سوم سیما بودند .این گزارش که درروز اول طی دو قسمت در برنامه پربیننده صبح آمد از ساعت 7 ونیم صبح پخش شد به نمایش غرفه های چهارمین جشنواره انار بادرود پرداخت .

ادامه این گزارشها همچنین درروز سه شنبه –چهارشنبه وپنج شنبه همین هفته از ساعت 7ونیم صبح الی 9 در برنامه صبح آمد پخش میگردد. یادآوری میگردد قرار بود این برنامه هفته اول بعد از جشنواره انارپخش گردد که به علت شروع بازیهای آسیائی گوانگ ژو به این هفته موکول گردید