بادرود-پایتخت تاریخی فلات مرکزی

بادرود- چهارمین مهد گردشگری مذهبی ایران

بادرود-پایتخت تاریخی فلات مرکزی

بادرود- چهارمین مهد گردشگری مذهبی ایران

سرقت اتومبیل در بادرود

ماشینها را خاموش کنید

یکی از شاخصه های مردم بادرود این است که همه همدیگر را می شناسد .وطبیعتأ این شناخت باعث گردیده که با حسن اعتماد به همدیگر در خیلی از موارد نظیر اداره مغازه وکسب وکار ویا رانندگی نمود اعتماد را دوچندان مشهود سازد .

اما در یک خبر غیر منتظره اتومبیل پژو پارس متعلق به آقای ش درحالی که صبح روز یکشنبه «دیروز» برای خرید آش محلی به یکی از مغازه های بادرود مراجعه میکند ومثل عادت همه اهالی ماشینش را روشن نگه داشته بود ، به ناگاه توسط یک سارق ،ماشین یاد شده به سرقت رفته ودریک چشم به هم زدن با سرعت برق وباد شهر را ترک گفت .

گرچه تاکنون بادرود ما نظیر چنین سرقتی را بچشم خویش ندیده وتاکنون سابقه نداشته اتومبیلی از بادرود به سرقت برود اما گوشزد مهمی است که از این به بعد ماشینهایتان را روشن به امان خدا نگذارید

قلعه گوشه وغلو گوشه

چندی پیش خبری در این پایگاه درج شده بود مبنی بر تعرض کشاورزان قلعه گوشه ای به چاپارخانه 1700 ساله قلعه گوشه بادرود وخطر تخریب این بنای تاریخی را به متولیان امر گوشزد نمودیم.این موضوع به روایت استاد محمد علی رجبی بادرودی کاریکاتوریست زبده کشورمان بدین گونه به تصویر کشیده شد. 

ضمن تشکر از این هنرمند چیره دست 

 

 

آبان ماه 89 در بادرود چه گذشت؟؟

وقایع التفاقیه آبان ماه 1389

طبق پیشنهاد دوستان همشهری بویژه شهروندان عزیز بادرودی ساکن در شهرهای دیگر که همیشه لطفشان مرهون ما گردیده وطبق سیاست مدیریت این پایگاه خبری وقایع هر ماه در پایان آن ماه در این وب جهت اطلاع درج میگردد.

اما در آبان ماه1389 بادرود ما شاهد این  اتفاقات بوده است.

1-در این ماه از ماههای خوب خدا 23 نوزاد به جمعیت شهرمان افزوده شدند که از این تعداد  11 دختر و12 پسر بوده اند.

2- شهر بادرود باتأسف در این ماه شاهد مرگ 4 نفر از همشهریان خوبمان بود.در اول این ماه مرحومه بتول رزاقی(مادرگرامی  اخوان افسری) در سن 83 سالگی جهان را بدرود گفت –در نهم این ماه مرحوم حسین جامعی در سن 86 سالگی بدیار باقی شتافت- در یازدهم آبان نیز مرحوم نوراله خاکی در سن 80 سالگی باجهان فانی وداع نمود ودر آخرین روز ماه آبان مرحوم شادروان عباسعلی مهرزاد درسن 59 سالگی جهان رابدرود گفت .

متوسط سن درگذشتگان این ماه شهرمان 77 سال بوده است.برای همه این عزیزان طلب آمرزش را از ایزد سبحان خواهانیم.

3-در بادرود در آبان تعداد38 نفر هم پیوند زناشوئی بسته وبه خانه بخت رفتندکه انشاءالله همگان خوشبخت شوند.

4-چهارمین جشنواره ملی انار بادرودهم امسال با شکوه تمام در بیستم آبان در پارک تخت پادشاه برگزار گردید که با استقبال گسترده هموطنان از سراسر کشور روبرو گردید.

5-برداشت وصادرات بیش از 15 هزار تن اناراز باغات این شهر هم در این ماه توسط کشاورزان آغاز شد .

6- تعداد 8نفر از دوستداران محیط زیست مسیر 300 کیلومتری کویر از گرمسار تا بادرود وزواره را با دوچرخه رکاب زدند تا فریاد برآرند که تنها بادرود زیستگاه امن گربه سانان آسیائی است .این گروه 28 آبان میهمان انجمن دوستداران محیط زیست بادرود در کیلومتر 50 کویر این سرزمین بودند.

7- پس از 10 سال ازآغاز پروژه استخر شنای بادرود .این استخر در اوائل آبان سالجاری بالاخره افتتاح ومورد بهره برداری قرار گرفت.

8-نماز پرشکوه عید قربان هم به امامت حاج آقا دهشیری امام جمعه محترم بادرود در روز عید قربان در حسینیه مرکز شهر باحضور گسترده همشهریان برگزار گردید.

9- درروز 13آبان هم دانش آموزان بادرودی مثل تمام ایران در راهپیمائی عظیم 13 آبان شرکتی فعال وچشمگیر داشتند.

آبان بادرود در تاریخ این سرزمین.

1-در سوم آبان 1348 شبکه آب شرب شهری بادرود افتتاح گردیده است.

2-در 24 آبان 1385 اولین جشنواره انار بادرود –در 10 آبان 1386 دومین جشنواره انار ودر 14 آبان 88 سومین جشنواره ملی انار در این شهر یاقوت سرخ برگزار گردید.

3-در 15 آبان 1355 یعنی درست 34 سال پیش شهرداری بادرود افتتاح ودر این روز تاریخی بادرود از مرکز دهستان به مرکز شهر مبدل گردید .جمعیت بادرود درآن سال حدود 4300 نفر بوده است.

روزی که امیر کبیر گریست

روزی که امیرکبیر گریست

سال ۱۲۶۴ قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود

هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند

روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود. امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی.. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم.. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز

چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد

با ما همراه باشید

در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست

امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.

میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند

امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم.. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند

روحش شاد یادش گرامی

چه کسی به داد قلعه گوشه میرسد؟؟؟؟

هشدار،ارگ 1700 ساله گوشه در محاصره کشاورزان  

 

قلعه گوشه یا ارگ گوشه مجموعه ای از بکرترین آثار تاریخی را در درون خود جای داده است .قدیمیترین کوره ذوب مس جهان با قدمت 7000 ساله برروی تپه ای در بین مزارع گوشه جای گرفته که باتأسف بخشی از تپه توسط کشاورزان غیربومی منطقه وبه بهانه وجود خاک رس مناسب با کشاورزی از بین برده شد.آب انبار زیبای صفوی در کنار شاهراه ار تباطی جنوب به ری که در کنار جاده فعلی بادرود به موغار قرار دارد نیز حدود 15 سال پیش توسط افراد ناآشنا به تاریخ این سرزمین کاملإ از بین رفت .مجموعه تپه های زیبای موسوم به تل اللضا (تل علیرضا) که از یادمانهای دوران اشکانیان بود بواسطه لودر گنج یابان در 5 سال پیش کاملأ از بین رفت وسفالینه شکسته ها وخشتهای معماری 2500 ساله آن از دل خاک به کف کویر غنودند.دو برج زیبای خشتی 17 متری علی آباد سردار هم توسط کشاورزان آن مزرعه کاملأ از بین رفتند تا شاید به گمان باطلشان گنجی در درونشان نهفته باشد.

اینک از این مجموعه بکر بجز آثاری که بحمدالله در درون خاک خفته واز دسترس بشر بدور است .آثار باقی مانده دو قلعه در کنار جاده قرار دارند که به گواه مورخین وباستانشناسان یکی ازآنها مربوط بدوران ساسانی است وبعنوان چاپارخانه (پستچی قدیم)استفاده میگردیده ودیگری از معماری دوران ایلخانیان است که برجهای زیبای آن برجای مانده اند.چاپارخانه گوشه متأسفانه اکنون در تحدید جدی تخریب قرار گرفته وکشاورزان متجاوز به حریم آثار تاریخی تا چند قدمی آن پیش رفته ومشغول کشت وزرعند .امید است اداره میراث فرهنگی بعنوان متولی این بناهای ارزشمند تاریخی گامی پیش نهد وبرای حفظ حداقل وضعیت موجود این آثار همت گمارد

مصاحبه نوریان بادرودی با موج

  

 معاون دادستان اصفهان:

برای اصلاح مجرمان نیازمند مجازات‏های جایگزین هستیم  

 
   
رییس ستاد حفاظت اجتماعی و معاون دادستان استان اصفهان با اشاره به این که 40 درصد مجرمان بازگشت مجدد به زندان دارند، گفت: باید قانونگذاران مجازات‏های جایگزین تعریف کنند.

به گزارش خبرنگار موج از اصفهان، نوریان بادرودی در همایش سالانه روسای کلانتری‏ها و پاسگاه‏های فرماندهی انتظامی استان اصفهان اظهار داشت: متاسفانه مجازات‏ها بازدارنده نیستند و 40 درصد از مجرمان سابقه دار مجددا به زندان باز می‏گردند.
وی با بیان این که بسیاری از مجازات‏ها به زندان محدود شده، افزود: باید قانونگذاران مجازات‏ها را طوری تعریف کنند که اصلاح کننده باشند.
این مقام مسئول تصریح کرد: باید به سمت ریشه کن کردن جرم پیش برویم که در این خصوص می‏توان با آگاه کردن مردم و دستگاه‏ها، این هدف را تحقق بخشید.
رییس ستاد حفاظت اجتماعی اصفهان از راه اندازی معاونت پیشگیری از جرم در دادسراهای استان طی آینده‏ای نزدیک خبر داد و گفت: به زودی برنامه‏های مدونی با تعامل نیروی انتظامی و دیگر دستگاه‏ها در زمینه پیشگیری از جرم در سطح استان اجرا می‏شود.
وی افزود: باید به صاحبان مغازه‏ها، ساکنان مجتمع‏های مسکونی، دامداران و حتی دستگاه‏های مختلف در خصوص رعایت اصول و موارد ایمنی تذکرات و هشدارهای لازم را ارائه کرد تا مورد بزه قرار نگیرند.
معاون دادستان استان با بیان این که بیشتر جرایم همچون سرقت ، اخاذی و استعمال مواد مخدر در نقاط تاریک شهر رخ می‏دهد، گفت: باید شهرداری‏ها نسبت به پرنور کردن این گونه نقاط توجه کنند، زیرا در صورت روشنایی، این نقاط به محل ارتکاب جرم تبدیل نمی‏شوند.
علی نوریان بادرودی در پایان خواستار برپایی کارگاه‏های ویژه پیشگیری از جرم توسط نیروی انتظامی شد و با اعلام آمادگی برای همکاری در برپایی این کارگاه‏ها ابراز امیدواری کرد با استفاده از نظریات کارشناسان، اساتید دانشگاهی و متخصصان علوم جرم شناسی در زمینه کاهش جرم، گام‏های موثری را برداشت.

 

 

 

...و عباس مهرزاد به سوی خدارفت

 

 

20-25.jpg

بعضی وقتها هضم کردن بعضی خبرها برای آدم خیلی سخت می شود، مخصوصاً اگر آن خبر، خبر مرگ عزیزی باشد که وجودش برایت نماد دلسوزی و مردانگی و بزرگواری باشد، مردی که یک عمر وقت خود را صرف تربیت جوانان این آب و خاک کرده باشد و چون پدری دلسوز برای تک تک فرزندانش، پدری کرده باشد و عشق ورزیده باشد... مردی که شرافت و انسانیت در وجودش ریشه داشت و حتی اخم و تخم هایش برایت شیرین بود چرا که با تمام وجودت حس می کردی که چون پدری مهربان آرزوی موفقیت تو را دارد و الحق و والانصاف که شغل انبیاء الهی شایسته چنین مرد بزرگ و باکمالاتی بود....

هنوز نصیحت های پدرانه اش در خاطرم مانده است، هنوز جدیت و پشتکار او را در تربیت دانش آموزان مدرسه از یاد نبرده ام، هیچگاه آنروز را که به خاطر شیطنت های نوجوانی ام از کلاس اخراج شدم و دست برقضا اخراجم از کلاس با حضور سرزده او همراه شد را از یاد نمی برم، همان روزی که با چشمهای مهربانش به من نگاهی انداخت و با آن لحن پدرانه و دلسوزانه اش به من خندید و گفت : من خجالت می کشم دست روی تو بلند کنم، آخر تو بزرگتر از منی!!! ولی نه، همان روز می خواستم تو را ببوسم و بگویم بزرگی زیبنده وجود توست! بزرگی را در تو می توان تفسیر کرد! معنای بزرگی را باید از معلم متواضع و و دلسوزی چون تو آموخت... بزرگی به انصاف و کرم و منش است که همانا دررفتار و گفتار و کردار تو جلوه می کند...

از صبح که این خبر را شنیدم با خودم آرزو می کردم که این خبر واقعیت نداشته باشد، خودم را فریب می دادم که لابد این هم مثل همه خبرهایی است که یک کلاغ را چهل کلاغ می کنند!!! از لحظه شنیدن این خبر تا به حال تمام خاطرات دوران مدرسه ام از جلوی چشمانم رد شده است... خنده ها، اخم ها، فریادها، تلخی ها، شیرینی ها و همه و همه.... و با خود فکر میکنم که آیا کسی در بادرود هست که در دو دهه اخیر به سروسامانی رسیده باشد و از لطف و بزرگواری و دلسوزی این مرد بزرگ بی نصیب مانده باشد؟؟؟

و آری، انگار گلچین روزگار، گلی دیگر را از میان ما چید و بازهم بنده ای از بندگان خوب خدا جمع ما را ترک کرد... عباس مهرزاد معلم مهربان و صمیمی و دلسوز همه بچه های بادرود، به سوی خدا پرواز کرد... و جای چنین انسانی بی شک جنه الرضوان خداوند است و او رفت تا قدر انسانهایی که پیشمان هستند را بیشتر بدانیم و ایمان بیاوریم که کاروان مرگ روزی از منزل ما هم عبور خواهد کرد و همه ما باید آماده رفتن به منزلگاه ابدی مان باشیم...

به روح پاک این مرد بزرگ درود و صلوات می فرستم و به خانواده محترم و معزز این معلم فداکار و دوست داشتنی و تمام شهروندان بادرودی، رحلت جانکاه وناگهانی این پدر مهربان را تسلیت می گویم. 

منبع:وبلاگ کویر بادرود 

مراسم گرامیداشت یاد وخاطره این انسان شریف امروز دوشنبه اول آذر از ساعت 30/1 الی 30/3 ومراسم شب هفت وی روز پنج شنبه همین هفته از ساعت 30/7 الی 9 شب در حسینیه مرکز شهر بادرود برگزار می شود 

عباس مهرزاد در یک نگاه 

عباسعلی مهرزاد ۵۹ساله در طول 30 سال خدمت صادقانه در اداره آموزش وپرورش از بدو ورود به این ارگان به عنوان معاون یا رئیس مدارس ابتدائی تا دبیرستان را در شهر بادرود عهده داربود .وی مردی متواضع ،فروتن ومدیری کارآمد وجسور بود .بعد از دوران بازنشستگی بنا به دعوت هیئت موسس به جرگه اعضای هیئت موسس دانشگاه آزاد بادرود درآمد وخدمات قابل شایانی را در راه اندازی این مرکز علمی به منصه ظهور رسانید.مهرزاد رئیس شورای حل اختلاف بادرود نیز بود ونقش موثر وکارآمدی را در این نهاد مردمی ایفاء می نمود . 

وی در صبح روز یکشنبه 30 آبان در حالیکه با موتور سیکلت در مسیر بلوار استاد مطهری تردد می نمود،ماشین پژو که از پشت سر در حرکت بود با وی برخورد وبر اثر جراحات وارده ومرگ مغزی جان به جانان تسلیم نمود.روحش شاد ویادش پررهرو باد

تبلیغ تاریخ سرزمین مان

 معمولأ در عقب اتومبیلها اشعاری در بی وفائی دنیا وتک بیتیهای روز جامعه و یا تمسک به ائمه اطهارو امامزادهای محلی ومنطقه ای درج میگردد.  

اما این بار یک همشهری عزیز اریسمانی در ابتکاری جالب تاریخ کهن سرزمین پدری خویش را با خطی زیبا در عقب اتومبیل سواری خویش به تبلیغ نهاده است . ضمن سپاس از این شهروند عزیز ،واقعأ توجه به سبقه تاریخی سرزمین ما ایران کاری است درخور توجه وزیبا

 

اریسمان،  کهن می ماند 

عکس از وبلاگ «بادرود از نگاه من» 

http://badrood-e-man.blogfa.com/

بگوئید جشنواره انار نطنز!!!؟؟؟

شیطنت نطنز2006

یکی از وبلاگهائی که تخصص کامل در وارانه جلوه دادن اخبار وایجاد بحران وتنش رادر منطقه رقم میزند وبلاگ نطنز 2006 است . این وب که توسط یکی از کارمندان ادارات ارشد نطنز ساخته وپرداخته می شود اخبار جشنواره انار را این گونه پوشش داد.

«برپایی نمایشگاه صنایع‌دستی در جوار جشنواره انار نطنز   

 

همزمان با برگزاری در جشنواره انار، امسال نمایشگاه صنایع‌دستی در پارک بزرگ شهر بادرود برپا شده است.

به گزارش میراث آریا(
chtn) و به نقل از روابط عمومی اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهرستان نطنز احمد رضا قاسمی رئیس اداره میراث فرهنگی این شهرستان ادامه داد: یکی از تغییرات محسوسی که در چهارمین جشنواره انار اتفاق افتاد، گستردگی و.........»(نشانی خبرکذاب درآدرس ذیل است)  

 http://natanz2006.persianblog.ir/post/1388/

وی در اخبار خود به سایت رسمی میراث آریا استناد کرده که ظاهرأ حس نطنزی گرائیش تا بدان حد تششع کرده که غافل است که با این اخبار ناصحیح قصد دارد علاوه بر تحریک احساسات مردم خطه بادرود، وجهه یکی از روسای زحمتکش ادارات شهرستان، نظیر جناب آقای قاسمی در میراث فرهنگی را اینگونه مخدوش سازد وکوزه ها را بر سر این مرد شریف بشکند .امیدواریم حال که این نویسنده محترم به بی راهه می تازد مسئولین محترم به وی گوشزد کنند که امروزه همه جهان نطنز را می شناسد ونام پرآوازه آن را شنیده ،دیگر دست از این جشنواره مختصر انار بادرود بر دارید .

اصل خبر در میراث آریا این گونه است(برروی آدرس ذیل کلیک کنید) 

http://www.chtn.ir/WebForms/Fa/News/NewsInfo.aspx?ID=56730